ضعف+ناراحتی+استرس

خرید بک لینک

=سرماخوردگی خر است :(


پ.ن: امتحان زیستی که تویِ پست قبل گفتم ها! 13 شدم از بیست! بیست تا تستِ یک نمره ای بود!


پ.ن تر: داره جمعمون بزرگ تر میشه و من هِی به این فکر میکنم که چقدر مسئولم در قبال وقتی که شما میذارید و پست هام رو میخونید ولی چقدر دارم این دو روز چرت و پرت مینویسم. -_- خوش اومدین همگی 3>


پ.ن ترین: گویی همه خوابند... کسی را به کسی نیست...


+ یادمه بابا و مامان هیچ وقت اجازه نمیدادن و نمیدن که من با دلایل الکیم بخوام نرم مدرسه. حتی وقتی سرماخوردمم مامانم معتقده بری مدرسه و یک هشتمِ درسم بفهمی بهتر از اینه که بشینی خونه! :/ قضاوت با شما :/


++ میم رو هم با موفقیت سورپرایز کردیم. قیافش دیدنی بود. خیلی خوشحال شد. کلیک (باد میومد. داشت آرزو میکرد. بعد ما سریع روشن کردیم با مشقت شمعا رو و فوت کرد. کاشکی 18 سالگی آدم تویِ سال کنکورِش نبود.) (اگه دارین با گوشی عکس رو باز میکنید؛ چون سایزش بزرگتره صفحه گوشیه یادتون نره پایینِش رو، یعنی کیک رو هم ببینید :دی اِنقدر هم خوشمزه بود :پی)


+++ همین الان کلیک :( فِ هم منو در حالی که به دیوار سرمو تکیه داده بودم و چشامو بسته بودم، کشیده. میگفت لبات پشتِ کاپشنت بود خب! کلیک


- میتونم با وجود این گلو درد هم درس بخونم، ولی دلم نمیخواد! و نمیفهمم چرا انقدر با خیال آسوده وقتمو تلف میکنم!


-- بهش میگم شوهرتو بکش! یه گل میکشه! :/ :) :دی گل رو که دیدین تویِ عکسا؟ :دی #دونت_جاج


--- الان من هِی زمان انتشار پست رو عوض میکنم هِی ستارم براتون روشن میشه؟ رو مخ به نظر میاد اگه اینطوره! :|


* همه چاوشی هام رو هم پاک کردم. الان منم و یه گوشی بی آهنگ! کم کم میزارمش کنار اصن. همون نوکیایِ سه سال پیشم رو میگیرم دستم! به من جنبه داشتن نیومده :| #دونت_جاج


** خیلی دوست دارم یاد بگیرم که همیشه در دسترس نباشم. ولی لامصب این دل نمیزاره!


*** راستی من با حرفای سرِ ناهارت موافق نبودم سین جانم. بزرگ که شدیم یه روز بهت یه چیزیو نشون میدم و ثابت میکنم که اشتباه میکردی :) (البته نمیگم که احتمال اشتباه کردن من وجود نداره)


# اینکه دوستایی داشته باشین که آدرس وبلاگتون رو داشته باشن و بخوننش و باز هم شما بدون سانسور باشید؛ یعنی دقیقا خودتون باشید، یکی از خوشبختی هایِ منه 3> چقدر ناراحتم که دانشگاه مسیرامون رو از هم جدا میکنه احتمالِ خیلی زیاد و دیگه نمیتونم هر روز ببینمتون! دعا میکنم کمرنگ نشه جنسِ خوبِ رابطه هامون... حتی از دور!


## اینکه یه دختر 18 ساله موقع راه رفتن هر دوثانیه یه بار زانو هاش سر و صدا میده یکم غیرطبیعیه نه؟


### چرا شماره گذاری نکردم از اول که حالا به این فلاکت نیافتم!؟


1. میگن جلو ضرر رو هر جا بگیرین منفعته! گرفتین نکتشو؟ :)


2. اگه خدا همه چیزو میدونه، پس قدرت انتخاب آدم چی میشه؟


3. چقدر حرف میزنم -_- :|


4. چرا هیچ میوه جات، سبزیجات و سیفی جاتِ نارنجی ای نیست که من علاقه شدید بهش داشته باشم؟ هویج و پرتقال و نارنگی و خرمالو و کدو تنبل و فلفل دلمه حتی... (دیگه چیزی به ذهنتون نمیرسه؟) اینا رو فقط میخورم که خورده باشم. وگرنه عاشقشون نیستم اصن :| در عوض تا دلتون بخواد دلم میخواست که خورشت قیمه و خورشت بادمجون یه کودوماشون آدم میشدن و من با کمالِ میل باهاشون ازدواج میکردم! :| #دونت_جاج_اِگِین_فور_تِرد_تایم_آی_اَم_عه_رَدداده_گِرل (به نظرتون خورشت بادمجون و خورشت قیمه، دختر هستن یا پسر؟ :|)


21. لابد میپرسین که مگه نباید این موردِ پنجم باشه؟ منم میگم نه! چون از بالا که بشمارین این دقیقا میشه بیست و یکمیشون! دیوونه هم خودمم.

عذر مرا پذیرا باشید :(...

ما را در سایت عذر مرا پذیرا باشید :( دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 187 تاريخ: پنجشنبه 4 آذر 1395 ساعت: 9:54

صفحه بندی